تبليغاتX
زاگرس استوری
علی اصغر حسینی خواه

 

ادبيات داستاني ايدئولوژيك، آري يا نه؟!

 

 

احتمالاً همگي بر اين باور هستيم كه ايدئولوژي از منظر علوم، مرز نمي شناسد و همه را تحت تاثير قرار مي دهد. و در واقع در لحظه ها و ثانيه هاي زندگي ما، اين ايدئولوژي ماست كه تصميم مي گيرد و جهان مي سازد. واضح تر بگويم؛ ايدئولوژي در زندگي مان جاريست.

داستان را هم  كه مي شناسيم. ساده ترين تعريف مثلا داستان كوتاه، « برشي از زندگي » ست. پس در اين برش، لاجرم ايدئولوژي جاري خواهد بود!  اين دم دستي ترين و ساده ترين دليلي ست كه مي تواند وجود جهان بيني را در داستان و ادبيات توجيه كند.

اما حكايت فعلي گريز از ايدئولوژي در ادبيات داستاني ما چيست؟! چنانكه شخصيت هاي داستان هاي ايراني تا حد غير قابل وصفي خالي از تفكرند. و فراتر از آن، دليل كم رنگ بودن تفكر در كليت داستان هاي ما چه خواهد بود؟! (در اين يادداشت سعي مي كنم عمدتاً داستان نويسان هم نسلم را مدنظر داشته باشم). البته بايد به استثناء هاي ادبي احترام گذاشت، اما آنچه در تحليل مي گنجد و كفه ي ميزان را سنگين مي كند، اكثريت است.

در اين يادداشت، هدف نگارنده الزاماً اين نيست كه سايرين را به نگارش داستان هاي ايدئولوژيك دعوت كند و اصلاً ايدئولوژي، پديده اي سفارشي نيست و اگر اين خطا سر زده، تنها از سوي مراكز قدرت بوده، كه نتيجه آن آشكار است. پس براي آغاز، اجازه دهيد اندكي احوالات بيروني و واقعيت هايي را كه همه روزه با آنها دست و پنجه نرم مي كنيم، يادآوري كنم.

فضاي سنتي همچنان پايدار است و گاه سنتي چند صد ساله بر نگرشي اثبات شده و مدرن ترجيح داده مي شود. مهم نيست كه خود مجريان بر منسوخ بودن آن شيوه اشراف داشته باشند؛ مهم اين است كه قدرت تغييري وجود ندارد و اتفاقا انگيزه ي تغيير و تجدد خواهي، پايه هاي مدرنيته است كه از اساس، خلاف سنت هاست.

علاوه بر مورد بالا، رسانه هاي گوناگون حاكميت، ايدئولوژي مذهبي خاصي را تبليغ مي كنند كه يكي از اوليه ترين مولفه هاي آن عدم تساهل و تسامح با ساير تفكرات است و مطلق گرايي حاكميت، سدي در راه دگرانديشي ست.

همين دو مورد كافي ست تا حجم فضاي ايدئولوژيك، يا به عبارتي تورم اجتماعي- ايدئولوژيكي بيش از اهميت خواست هاي انساني باشد و گاه ايدئولوژي، كه ابزاري بود براي كمال و رفاه انساني، خود تبديل به هدف شود و انسان ها، قربانيان و ابزار اجراي آن مي شوند!! كافي ست صفحات روزنامه ها را ورق بزنيد. كافيست چند دقيقه پاي يكي از برنامه هاي تلويزيوني و راديويي بنشينيد؛ مي بينيد كه اينجا تنها يك كلمه اهميت دارد! در اين فضا چگونه مي توان انساني ايدئولوژيزه نبود آن هم براي يك نويسنده كه لابد روح حساسي دارد؟!!

احتمالاً اخيراً با دوستان خود نيز تماسي داشته ايد و باز هم احتمالاً از سرد و غمگين بودن روزهاي شان شنيده ايد و اينكه زندگي سنگين شده! قاعدتاً دليل اين سنگيني، همان حجم وسيع ايدئولوژيكي ست كه تبليغ مي شود و مگر چقدر مي توانيم در گوش هاي مان را ببنديم؟!

فكر مي كنم در اين شرايط و با توجه به اين موضوع ساده كه نويسنده، نوشته هايش را از پيرامونش كسب مي كند؛ دو پيش فرض بوجود آيد:

يك: در فضاي سنگين ايدئولوژيكي و در كشوري تئوكراتيك (حاكميت تئوري) نويسنده ها هم لابد بايد هركدام يك ايدئولوگ باشند، حالا يا اين روي سكه و يا آن روي سكه !!

و پيش فرض دوم اينكه، سعي نويسنده ها در كم كردن حجم ايدئولوژي از سطح تفكر جامعه باشد (والبته خودشان) تا شايد فضايي براي نفس كشيدن و نشاط و پوست اندازي داشته باشند. و يا لااقل آتش فضا را شعله ورتر نكنند.

اما ببينيم هر كدام از پيش فرض ها، چگونه بر تفكر داستان نويسان ما تاثير مي گذارند. ابتدا گزينه ي اول را بررسي كنيم؛ كدام دلايل و گمانه زني ها، داستان را به سمت ايدئولوژي مي كشاند:

1 – همان طور كه گفته شد دولت ها و حاكميت ها و به طور اخص، نظام هاي تئوكراتيك و مطلق گرا، جهت ريشه دواندن در تفكر جامعه، محتاج ادبيات اند. و اين، امر تازه اي نيست و ردپاي آن به قرن ها قبل برمي گردد.

2- بازگشت به ادبيات داستاني ايدئولوژيك، به مثابه روشي جهت مبارزه با تفكر حاكم. رويكرد اين جريان، بازگشت به روح و ارزش هاي فطري انسان خواهد بود. چيزي كه در گروه « ادبيات مبارزه » قرار مي گيرد و احتمالاً به برخورد ايدوئولوژي ها منجر خواهد شد.

3- حركتي ايدئولوژيكي در جهت تعديل اوضاع و كاستن از حجم ايدئولوژي حاكم و به نوعي نقد آن به وسيله ي هدف قرار دادن پايه هاي فطري ارزش هاي جاري. (ارزش زدايي) لازم به ذكر است اين شيوه مي تواند با ارائه گفتماني فكري (در قالب ادبيات) به جاي ايدئولوژي هدفمند، شرايط را آرام كند.

و حال مواردي كه باعث مي شود و گمانه هايي اند بر ايدئولوژي زدايي از ادبيات:

1- برخي گمانه زني ها از سوي نويسندگان معنا گرا اين است كه حاكميت ايدئولوژيك جهت مسكوت ماندن ادبيات معنا گراي مخالف، سعي در شكل دهي جرياني داردكه نتيجه آن آثاري با حداقل جهان بيني ست. اين دست نويسندگان مستقل بر اين عقيده اند كه حاكميت، با راه اندازي جشنواره هاي آزاد و در عين حال كنترل شده و معرفي آثار كم دردسر، همچنين كنترل چاپ و نشر اين گونه آثار، سعي در ارزش گذاري هدفمند دارد. اين نويسندگان، اين گونه رويكرد را « هراس تفكر» از سوي حاكميت مي دانند.

2- عكس العمل طبيعي و به نوعي اعتراض ناخودآگاه نويسندگان به تبليغات ايدئولوژيك دولتي و حركت به سوي گذاري در جهت سكوت موقت. مي توان گفت مخالفت اين انديشه به دليل مخالفت با توليد انسان ايدئولوژيزه است.

3- سردرگمي ايدئولوژيك نويسندگان و به نوعي نبود ايدئولوژي جايگزين. اين گروه نيز از نگارش داستان ايدئولوژيك پرهيز مي كنند. البته در وصف اين پديده مي توان گفت كه هميشه سكوت از سر دانايي نيست و گاه نتيجه ي بهت و بي تدبيري خواهد بود!

4- باز هم سكوتي موقت به اميد كاسته شدن از تورم ايدئولوژيك جامعه. شايد اين تفكر قصد دارد با سكوتش، آب به آسياب ديگري نريزد.

5- و آخرين دليل كه به گمانم مي رسد، هراس از مسموميت قلم و هراس از اتهام تفكر فروشي از سوي نويسندگان است. به نحوي كه گاه حتي نويسندگان پيشكسوت، بر مستقل بودن خود و عدم وابستگي حزبي افتخار مي كنند.

البته به موارد بالا مي توان عدم وجود تشكيلات و خانه ي فكر نيز افزود. هرچند نويسنده نيازي به اتاق فكر ندارد و خود توليد كننده اي مستقل است، اما خب، بالاخره بايد جايي اين توليدات  روي هم ريخته شوند يا نه؟!! (متاسفانه تنها جايي كه اين امكان را مي دهد، لابي هاي همان جشنواره هاست!)

آخرين بار، وقتي با يكي از دوستان داستان نويسم تلفني حرف مي زدم، و به آه و درد هايش گوش مي دادم، تمام ذهنم را اين قضيه مشغول كرده بود كه اگر ما نتوانيم تدبيري بيانديشيم و كلاه خودمان را نگه نداريم، تكليف سايرين چه مي شود؟! و آيا مي شود اين اوضاع را تا ابد تحمل كرد؟!

البته من فكر مي كنم با انتخاب يك رويكرد مناسب مقتضيات زمان و اتخاذ ايدئولوژي پنهان و نرمي، مي توان واقعيات را آن گونه كه هست نشان داد. و البته به ادبيات داستاني واقع گرا رسيد و نهايتاً باعث تعديل اوضاع شد. هرچند معتقدم ايدئولوژي، امري سفارشي نيست. پس باز هم مي پرسم، ادبيات داستاني ايدئولوژيك، آري يا نه؟!!

 

                                                                                                                     

 


زاگرس استوری در شنبه 2 شهریور1387 | موضوع:
اصليات
صفحه اصلي
ارسال اثر
آرشيو مطالب
درباره زاگرس استوري
اين وبلاگ سفره اي است درويشانه و ساده براي آشنايي با آثار داستان نويسان استان هاي زاگرس نشين ايران . اين استان ها شامل ( لرستان – خوزستان – همدان – ايلام – اصفهان – هرمزگان – كرمانشاه – مركزي – چهارمحال و بختياري – كهگیلويه و بوير احمد – فارس – کردستان _ آذربایجان غربی ) مي باشند . در اين وبلاگ شما با داستان ها ، انتقادات و اخبار مربوط به هنر داستان نويسي زاگرس نشينان بيشتر آشنا خواهيد شد .
نویسندگان زاگرس استوري
زاگرس استوری
کرمرضا تاج مهر (لرستان)
مريم دلباري(خوزستان)
بهاره اله بخش(خوزستان)
آیت دولتشاه(لرستان)
محمد غلامي( همدان)
علیرضا حسینی خواه(ایلام)
پرستو آزادی ابد(همدان)
نظام حقی آبی(لرستان)
مصطفی مردانی(اصفهان)
كامليا كاكي(هرمزگان)
مصطفي ميرزايي(همدان)
زهرا نوري(همدان)
خسرو عباسی (کردستان)
حبیب پرتاری(خوزستان)
پوران الهی فر(خوزستان)
مجید اسطیری(لرستان)
ياسر اكبريان(لرستان)
فواد جهانی(کردستان)
مسعود عالی محمودی(خوزستان)
پری موسوی(لرستان)
صدیق کریم پور(کردستان)
حامد حسن پور(لرستان)
سیاوش دانش آذر(آذربایجان غربی)
لیلا کریمی(همدان)
چنور سعیدی(کردستان)
علی خانمرادی(ایلام)
سارا صارمی(ایلام)
حسین خدنگ(ایلام)
مسعود لک(لرستان)
حمید پارسا(لرستان)
علی شاه علی(لرستان)
مهدی حیاتی(همدان)
سروش رهگذر(کردستان)
ذبیح رضایی(لرستان)
کورش رشنو(لرستان)
معصومه پالیزبان(ایلام)
طاهره اسکندری(لرستان)
لیلا صابری نژاد(خوزستان)
فردین کوراوند(خوزستان)
میثم محمدی(فارس)
مجید توکلی(لرستان)
محمد بیاتی(همدان)
رقیه شاهیوند(لرستان)
مرتضی موسوی پرورش(همدان)
آرزو شاطاهری(همدان)
زیبا آزادی(لرستان)
غلامرضا شیری(خوزستان)
سیما رحیمی(لرستان)
كامران جباري(كردستان)
احمد بيرانوند(لرستان)
رها فتاحی(کرمانشاه)
حمیدرضا اکبری شروه(خوزستان)
الهه علي خاني(اصفهان)
بهزاد نژاداحمدی(خوزستان)
حميد اباذري(خوزستان)
بهزاد بهنيا(لرستان)
عليرضا گرنافي(خوزستان)
سجاد حقیقت(چهارمحال و بختیاری)
حيدر ميراني(ايلام)
مراد حسین عباسپور(لرستان)
سیداکبر موسوی(کهگیلویه و بویراحمد)
فریبا حاج دایی(کرمانشاه)
آرشیو مطالب
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
آرشيو
آرشیو موضوعات
داستان كوتاه
داستا کوتاه کوتاه
نقد و نظر
مقاله
خبر و رويداد
ترجمه
مصاحبه
گزارش
سايت هاي نويسندگان
اساس نامه زاگرس استوري
خليل رشنوي
كرم رضا تاجمهر
مريم دلباري
بهاره اله بخش
آيت دولتشاه
محمد غلامي
علي اصغرحسيني خواه
پرستو آزادي ابد
نظام حقي آبي
مصطفي مرداني
كامليا كاكي
زهرا نوري
ياسر اكبريان
سروش رهگذر
میثم محمدی
مصطفي ميرزايي
حبيب پرتاري
خسرو عباسي
علي خانمرادي
معصومه پاليزبان
مجيد اسطيري
محمد بياتي
سيما رحيمي
حسين خدنگ
حميدرضا اكبري شروه
سارا صارمي
احمد بيرانوند
فواد جهاني
غلامرضا شيري
الهه علي خاني
زیبا آزادی
سید اکبر موسوی
ذبیج رضایی
محمد جواد عبدی - رادیو جوان
گالری بهترین قالب های بلگفا
روزانه ها
همراوی
انجمن داستان نويسان اليگودرز
نقد داستاني از خليل رشنوي در كانون ادبيات ايران
نقد داستان سمفوني قورباغه ها اثر كرم رضا تاج مهر در كانون ادبيات ايران
نقد داستان زال اثر نظام حقي در كانون ادبيات ايران
انجمن داستان دهلران
كاف استوري(كارگاه نقد داستان خرم آباد)
انجمن داستان ملاير
جشنواره داستان بانه
داستاني از مريم دلياري در آتيبان
استارتگاه از خليل رشنوي در آتيبان
داستاني از خليل رشنوي در جن و پري
جشنواره اس ام اسي داستان
آرشیو پیوندهای روزانه
امکانات وبلاگ
گروه خبری زاگرس استوری برای داستان نویسان ایرانی سراسر دنیا. جهت عضویت کافیست ایمیلتان را وارد کنید . .
Google Groups
اشتراك در زاگرس استوری
:نشانی پست الکترونیک
بازدید از این گروه

طراح قالب

طراح گرافیکی:
سید محسن طباطبایی

ترجمه:
محمد جواد عبدی
گروه طراحان حرفه ای تمپفا
www.TempFa.com