نمی دانم جشنواره هاچه تاثیری برداستان هایم داشتند.جایزه ها ُ
سلیقه داوران گفت وگوهای حاشیه جشنواره ُجدل ها و...
امایک چیز راخوب می دانم وآن دوستی هایی است که به وجودآمده .
رابطه ها وخاطره هایی که باوجود مسافت و مرزهای جغرافیایی و
تفاوت های فرهنگی ومذهبی و فکری و.و.و.هنوزپابرجاست .
دوستی هایی که گاه ازطریق فضای مجازی وگاه پیامک تلفن همراه
وشاید مرور لحظه ای بی هیچ واسطه تداوم یافته است .امشب
ازبه یاد آوردن دوشب پیش که به بهانه نمایشگاه کتاب بازهم
تجدید دیدار داشتم به وجد آمدم تصمیم گرفتم این حس را نیز باشما
تقسیم کنم .
چندتن ازجوانان زاگرس استوری ومدعوین جشنواره اس ام اس داستان
بودیم که با هماهنگی آیت دولتشاه وهمت زهرانوری وهمکاری
الهام باباخانی درانتشارات مهیستان دورهم جمع شدیم .
داستان نویسانی چون خلیل رشنوی (اندیمشک)مصطفی مردانی
ومجیداسطیری (تهران )لیلا کریمی (ملایر)محمدصدیق کریم پور
( بانه)وچنورسعیدی (سنندج)پوران الهی فر(اندیمشک)سروش
امامی (کردستان)مولوداسفندیاری وامین حسن پور (آبادان)و...
دولتشاه ومردانی و رشنوی وخودم داستان خواندیم .چنورسعیدی
ترجمه داستان کردی اش راخواند وهمه داستان ها نقدو بررسی شد .
شام راباهم بودیم وغزل خوانی سعدی وحافظ خوانی هم بود و جای
بسیاری ازدوستان خالی .اگرچه ممکن است بعضی دلخورشوند که
((این چه طرز گزارش نوشتن بود؟ بلدنبودی از آن همه بحث تخصصی
وحرفه ای که داشتیم وداستان خوانی ونقد وغزل خوانی و...یک گزارش
آبرومندبنویسی و یا...))
شایدهم بلدنیستم ! گاهی وقت ها خیلی خودمانی می شوم حتی
خودمانی ترازخودمانی .

زاگرس استوری در جمعه 27 اردیبهشت1387 | موضوع: